زنــدانـی خویــشـتـن

در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد...شاملو

زنــدانـی خویــشـتـن

در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد...شاملو

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

۱ مطلب با موضوع «اعتیاد» ثبت شده است

به آن روزی که به بیمارستان روانی رفتم فکر می کنم.

به مردی میانسال فکر می کنم که صاحب بچه و نوه بود،می گفت از بازماندگان جنگ است و گاه صداهایی می شنود،مدام صدای ترکش و خمپاره به گوششش می رسد.از روانشناس بخش که سوال کردیم گفت حرف هایش توهم و دروغ است،معتاد به هرویین است.


به پسر جوانی فکر می کنم که اولین بار دوست دخترش شیشه رابه او معرفی کرده بود،علائم ترک در چهره اش مشهود بود.تعریف می کرد و می گفت دوستم که از قضا او هم معتاد به شیشه بوده است به من زنگ زد و گفت بیا به خانه ام،سه نفر در خانه ام هستند و سر یک نفرشان  را بریده ام.می گفت به خانه اش که رسیدم دیدم سه کپسول گاز در خانه اش است که سه روز تمام وقتش را صرف بریدن سر یکی از این کپسول های گاز کرده بود.


به آن پسر جوان بیست و نه ساله ای فکر می کنم که ابتدا معتاد به شیشه و بعد هم اعتیاد به دیگر مواد مخدر پیدا کرده بود.پسر می خندید و می گفت من اگر از اینجا بیرون بروم باز هم مواد می کشم.می خندید و می گفت دوبار ازدواج کرده ام و در هر دو ازدواجم طلاق گرفته ام.می خندید و می گفت یک شب می خواستم سر زنم را ببرم که پدر و مادرم مانعم شدند.می خندید و می گفت پدرم حامی من است،من باز هم زن می گیرم.


به آن پیرزنی فکر می کنم که اعتیاد به شیشه داشت و وقتی اسم شیشه را می آوردیم چنان سرشار از ذوق می شد انگار که کل دنیا را به او داده بودند.


به آن زن  جوانی که صاحب بچه بود و به خاطر درمان سردردهای شدیدش رو به مواد مخدر آورده بود فکر می کنم.زنی که در یک خانواده خلافکار رشد کرده و برادرش اعدام شده بود.به خاطر بچه هایش آنجا آمده بود تا ترک کند.


به آن پسر بیست و شش ساله ی سر و زبان داری فکر می کنم که الکلی بود و  از هجده سالگی توسط برادرش با ماری جوانا لعنتی فلان فلان شده،آشنا و بعد هم معتاد شده بود.شما اگر این پسر را در درکوچه و خیابان می دیدید لحظه ای به ذهنتان هم خطور نمی کند که این پسر معتاد است،که توهم شدید دارد،که پارانویا است.به حرف های روانشناس بخش فکر می کنم که می گفت با سه سال فیکس مصرف ماری جوانا،ابتلا به اسکیزوفرن*حتمی است.


من به تمام آن جوانی های بر بادرفته ای فکر می کنم که می شد در راه بهتری صرفش کرد.به تمام اوقات و انرژی نابودشده ای فکر می کنم که می شد به جای این که صرف مواد و ترک آن شود،صرف هدف ها و راه های بهتری در زندگی شود.به خودشان فکر می کنم.به تمام آن چهره های خسته و عجیب.که ترک می کنند یا باز هم به سراغ مواد می روند.به خانواده هایشان فکر می کنم،چگونه با آن ها زندگی می کنند.چقدر آسیب پذیر می شوند.چه بنای متزلزلی می شود این خانواده.به تمام آن حرف های صدمن یه غازی فکر می کنم که می گویند با یک بار کشیدن مواد کسی معتاد نمیشود،اعتیاد را به راحتی می توان ترک کرد،یک روزه یا چند روزه می توان از اعتیاد رهایی جست و از این دست مزخرفات.



*اسکیزوفرن یکی از انواع اختلالات شخصیتی است که فرد مبتلا به آن دارای هذیان و توهم فراوان می باشد.در این گونه افراد گفتار و افکار آشفته و پریشان است.شخص مبتلا به اسکیزوفرن رابطه اش با واقعیت و دنیای واقعی قطع می شود.اسکیزوفرنی را با بستری شدن و دارو درمانی می توان کنترل کرد اما این اختلال درمان صددرصد ندارد.


مــحــدثــه ...
۰۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۰۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر